شنبه ۲۸ دی ۰۴
از وقتی دوست پسرم مهاجرت کرد، خیلییی تو این شهر تنها شدم. دیگه نه بیرون میرم، نه کسی منتظرمه، نه هیچی.
نت هم که قطعه، دانشکده هم که تعطیله، مثل سابق رو آوردم به کتاب خوندن. بین کتابایی که این چند روز خوندم، 1q84 موراکامی خیلی منو گرفته. خیلی طولانیه و هنوز جلد اولش رو خوندم. ولی خب خیلی باحاله.